دری وری

خرید بک لینک
دری وری
من برای خودم می نویسم ، یک نفر که نمی خواهد سر به تن من باشد ــ درست به همان اندازه که من نمی خواهم سر به تن او باشد ــ می آید می خواند و یک سری دری وری برای خودش می نویسد و می رود ، که اتفاقا هیچ ربطی به چیزی که من نوشته ام ندارد ! بعد او برای خودش می نویسد ، بعدیک نفر می رود می خواند و یک سری دری وری برایش می نویسد و می رود ، که اتفاقا هیچ ربطی به چیزی که او نوشته ندارد ! بعد از آنجایی که او فکر می کند دری وری هایش بدجوری حرص مرا در آورده و حتما در صدد تلافی بر آمده ام ، بعد می آید همان ها را می نویسد برای خودش ، که من از دیدنش ناگهان کفم بگرخد به قول دوستم! بعد من می بینم توی دری وری هایی که دارم می خوانم ای ....... خطاب شده ام ! دو سه باری بی آنکه کفم گرخیده باشد می خوانمش و آخرش از آنجایی که شبیه ای ...... نیستم ، نتیجه می گیرم اشتباهی نوشته است ! و فراموش می کنم ! بعد یک نفر می آید و می گوید این هایی که برای تو نوشته شده است که تو خیال کنی طرف شاخ غول شکسته و پرتغال فروش را پیدا کرده است ، من برایش نوشته بودم ! و عذر می خواهد که مرا با خودش که پرتقال فروش اصلی بوده اشتباه گرفته اند ! و نمی داند این اتفاق قبلا بارها و بارها افتاده ، و بابت بارهای قبلی عذر نمی خواهد ! اسمش را هم نمی گوید ، چون لابد دلش می خواهد باحال باشند و باحال هم باقی بماند ! این را هم باید همان اولش می گفتم اما یادم رفت : این پست را شما نخوانید ! سر در نمی آورید !
+ تاریخ | ساعت | نویسنده | اروین |

یکی می خواد باهات حرف بزنه ...

ما را در سایت یکی می خواد باهات حرف بزنه دنبال می‌کنید

برچسب: دری,وری, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 16:27

صفحه بندی